الشيخ أبو الفتوح الرازي

203

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و به مدين ( 1 ) برادر ايشان شعيب را گفت : اى قوم بپرستى خداى را ، و اميد دارى به روز باز پسين ، و فساد مكنى در زمين تباهى كنندگان . به دروغ داشتند او را ، بگرفت ( 2 ) ايشان را زلزله ( 3 ) در بامداد آمدند در سر ايشان مرده ( 4 ) . و عاد را و ثمود را ، و روشن شد شما را از خانه‌هاى ايشان و بياراست ايشان را ديو عملهاشان ، بازداشت ايشان را از راه و بودند طلب بصيرت كننده . و قارون و فرعون و هامان آمد به ايشان موسى به حجّتها ، بزرگوارى كردند ( 5 ) در زمين و نبودند سبق برنده ( 6 ) . همه را بگرفتيم به گناهشان ، از ايشان كس بود كه فرو فرستاديم بر او سنگ ( 7 ) ، كس ( 8 ) بود كه بگرفت بانگ ( 9 ) ، و از ايشان ( 10 ) كه فرو ( 11 ) برديم او را به زمين و غرق ( 12 ) كرديم ، و خداى تعالى ظلم نكرد بر ايشان ، و لكن ايشان بر تنهاى خود ظلم كردند . مثل آنان كه گرفتند از جز خدا دوستان ، چون مثل عنكبوت ( 13 ) كه بگرفت خانه ، و ضعيفترين ( 14 ) خانه‌ها خانه عنكبوت

--> ( 1 ) . آب ، مش فرستاديم . ( 2 ) . آب ، مش : پس گرفت . ( 3 ) . آب ، مش : يك آواز . ( 4 ) . آج ، لب : فسرده . ( 5 ) . آب ، مش : تكبّر كردند . ( 6 ) . آب ، مش : نبودند سابقان ، آج ، لب : نبودند فوت شونده . ( 7 ) . آب ، مش : بر او باد سخت . ( 8 ) . آج ، لب : و از ايشان كس . ( 9 ) . آب ، مش : يك بانگ زدن . ( 10 ) . آج ، لب كس بود ، آب ، مش آن بود كه . ( 11 ) . آط برو ، كه زائد به نظر رسيد . ( 12 ) . آب : بعضى از ايشان آن بود كه . ( 13 ) . آب ، آج ، لب ، مش است . ( 14 ) . آب : سستترين .